مقدمه:

از آن جا اصطلاح سکولاریسم در موارد مختلفی استفاده می‌شود معنی دقیق آن بر اساس نوع کاربرد متفاوت است. فلسفه ی سکولاریسم بر این پایه بنا شده‌است که زندگی با در نظر گرفتن ارزش‌ها پسندیده‌است و دنیا را با استفاده از دلیل و منطق بدون استفاده از تعاریفی مانند خدا یا خدایان و یا هر نیروی ماورای طبیعی دیگری بهتر می‌توان توضیح داد. سکولاریسم بدین مفهوم یکی از دستاوردهای جورج یاکوب هالیئوک است و یکی از پایه‌های اساسی سکولاریسم انسانی مدرن است.

در حکومت معنی سکولاریسم عدم دخالت باورهای مذهبی در امر حکومت و برتری دادن به اصول حقوق بشر بر سایر ارزشها متصور هر گروه و دسته‌ای است.

در مفاهیم جامعه‌شناسی، سکولاریسم به هر موقعیتی که در آن جامعه مفاهیم مذهبی را در تصمیم‌گیری‌های خود کم‌تر دخالت دهد و یا این مفاهیم کم‌تر موجب بروز اختلاف و یا درگیری گردد اطلاق می‌گردد.[1]

واژه شناسي

واژه سکولاریسم[2]  (secularism) مشتق از کلمه لاتینى (seculum) به معناى گروهى از مردم است. در سرزمینهاى پروتستان نشین این کلمه تداول پیدا کرد و به معناى عالم دنیوى در مقابل عالم روحانى و معنوى به کار رفت. اما در کشورهاى کاتولیک نشین، نظیر فرانسه به جاى رواج کلمه سکولار و سکولاریزم واژه لائیک رواج پیدا کرد این واژه از دو کلمه یونانى (laos) به معناى مردم و(laikos) به معناى مردم عوام در قبال رجال دین و روحانى اخذ شده است. سکولاریزم در فارسى به معناى ناسوتى، دنیوى، عرفى، زمینى ترجمه شده است.

در زبان فرانسه و برخی دیگر از زبانهای رومی و ایتالیایی: " laticita " یا " laicismo " معادل سکولاریسم " است و به مفهوم عدم دخالت دین در امور دولتی وسیاست و یا برعکس آن می باشد. اگر چه به نظر می رسد هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی نتواند معنای واقعی کلمه " laïcité " را که از واژه یونانی λαϊκός می آید و به معنای سکولار است برساند، اما این کلمه با کلمات انگلیسی laity یا laymen به معنای عام مرتبط است و “laicity” شیوه نگارش انگلیسی اصطلاح فرانسوی لائیسیته است. بین لائیسیته و سکولاریسم تفاوت وجود دارد؛ لائیسیته یک نظریه سیاسی است که طبق آن دین از سیاست جدا است و این نظریه با هدف افزایش آزادی های دینی ارائه شده است، درحالی که سکولاریسم با هدف زدودن ایمان از زندگی جاری مردم معرفی شده است ( با این وجود گاهی اوقات اصطلاحات سکولاریسم و "سکولاریته " به معنای لائیسیته به کار می روند. فردی که به مکتب لائیسیته اعتقاد دارد را لائیک می گویند. طرفداران مکتب " لائیسیته " بر این باورند که این اصطلاح به معنای رهایی از دین است و بنابراین فعالیت های دینی می بایست در چارچوب قانون همانند دیگر فعالیت ها صورت پذیرند وامری فراقانونی نیستند. دولت در برابر نظریات مذهبی هیچ گونه موضعی نمی گیرد و افراد مذهبی را همانند دیگر افراد جامعه می شناسد. منتقدان بویژه منتقدان نسخه ترکی لائیسیته و ممنوعیت حجاب در فرانسه استدلال می کنند که این ایدئولوژی ضد مذهب است ودرعمل از آزادی های دینی می کاهد.

 

در زبان عربى دو واژه العلِمانیه و العلَمانیه را معادل سکولاریزم قرار داده اند. کسانى که سکولاریزم را به العلِمانیه ترجمه مى کردند, این واژه را مشتق از علم دانسته و سکولاریزم را دعوت به علم گرایى قلمداد مى کردند و کسانى که العلَمانیه را معادل سکولاریزم قرار مى دهند آنرا مشتق از عالم مى دانند؛ بنابراین از نظر آنها سکولاریزم بر استقلال عقل انسانى در تمامى عرصه هایى که به خدمت گرفته مى شود، تاکید دارد بدون آنکه عقل را نیازمند امور دینى و معنوى بداند.

واقعیت این است که واژه سکولاریزم در طى مرو زمان، معانى متنوعى به خود گرفته است در ابتدا براى افاده معناى غیر روحانى به کار مى رفته است.

 هالیئوک در سال ۱۸۹۶ در کتاب خود به نام «سکولاریسم انگلیسی»، سکولاریسم را به این گونه تعریف می‌کند:

«سکولاریسم شیوه و قانون زیستن است که بر اساس انسان خالص بنا نهاده شده‌است و به صورت کلی برای کسانی است که باورهای مذهبی و یا خرافی را ناکافی یا غیرقابل اطمینان و یا غیرقابل باور یافته‌اند. اصول سه گانه آن عبارت است از

بهبود وضعیت زندگی با توجه به مفاهیم مادی زندگی

دانش تنها مشیت در دسترس انسان است

کار نیک کردن نیک است. حقیقت این زندگی نیکو است و در جستجوی خوبی بودن فضیلت است.»

 

 

آته ایسم و لائیسم

دو اصطلاح آته ایسم و لائیسم از لائیک نیز تقریبا از لحاظ معنی با سکولاریسم در ارتباط می باشند.

آته ایسم یعنی انکار وجود خدا ، بی اعتقادی به وجود پروردگار، آته ایست یعنی ملحد. تفکر آته ایسم بدان جهت که خدا را قبول ندارد ، به بطلان کلی دین حکم نموده و آنرا به عنوان یک امر واقعی تلقی نمی کند.

لائیسم از لائیک یعنی وابستگی به شخص دنیوی و غیر روحانی ، خروج از سلک روحانیون ، دنیوی ، آدم خارج از سلک روحانیون، آدم خارج از سلک روحانیت ، به معنای اخص لائیک یعنی تفکیک دین از سیاست.

بنا به تعریف دائره المعارف بریتانیکا[3]:لائیک از موارد و مصادیق سکولار می باشد ، زیرا تفکیک دین از سیاست اخص از سکولار و سکولار اعم از لائیک می باشد. این دو طرز تفکر ، دین را به به طور کامل نفی نمی کنند، بلکه آن را از امور و شئون زندگی دنیوی و مخصوصا از سیاست تفکیک می نمایند.

سکولاریزم را مى توان تلاشى براى تاسیس حوزه مستقلى از دانش که از پیش فرضهاى فوق طبیعى و ایمان گروانه پیراسته شده است، تعریف کرد. سکولاریزم دایره نفوذ و حضور دین را عرصه هایى مى داند که پاى عقل آدمى به آنجا نمى رسد.

حکومتهاي سکولار

اغلب دولت‌های مهم جهان بصورت سکولاریسم و دموکراسی ادراره مي شوند تا حدی که اغلب مسیحیان معتقدند که باور سکولاریسم یک باور مذهبی است که ریشه در دین مسیحیت دارد و بدین منظور به انجیل لوقا فصل ۲۰ آیه ۲۵ اشاره می‌کنند. چندین کشور با جمعیت مسلمان نیز حکومت‌های سکولار را به حکومت مذهبی یا متأثر از مذهب ترجیح داده‌اند. مانند كشور فرانسه و ايالات متحده در كشور هاي مسيحي و كشور تركيه در بين كشور هاي مسلمان.

آراء گروه هاي سكولار

آراء عمده ترين قايلان به جدايي دين و دنيا را مي توان به چهار گروه تقسيم كرد(جوادي آملي1381):

-گروه اول:برخي از كساني كه داراي تفكر سكولاريسم هستند دين را باطل مي دانند و آرزش آن را تا حد افسانه اي پايين مي آورند. آنان با راهيابي دين به مسائل اجتماعي به ويژه در امور سياسي به شدت مخالفند و آن را امري نادرست مي دانند اين گروه تركيب دين با مسائل اجتماعي را تركيب باطل با حق مي دانند و معتقدند اين تر كيب نتيجه اي غلط و غير مفيد در پي خواهد داشت.

-گروه دوم:اين گروه اصل دين را حق دانسته و به آن اعتقاد دارند ، اما قلمرو دين را محدود مي دانند آنها دين و تعليمات آن را منحصر در مسايل فردي و اخلاقي مي دانند و كار آن را تنها تهذيب ارواح و تزكيه نفوس بر مي شمارند. بدين جهت وجود مسائلي همچون حكومت ، اقتصاد، مديريت و برنامه ريزي و .... را در تعاليم ديني منتفي مي دانند.

-گروه سوم:برخي اصل دين را حق مي دانند و نيز با اعتقاد به وسعت قلمرو دين، آن را براي اداره جامعه وتدبير امور اجتماعي انسان ثمر بخش مي دانند اما معتقدند كه مدير  و مدبر جامعه بايد فردي معصوم باشد و افرادي عادي و غير معصوم حق اجراي دين در جامعه را ندارند. آنها معتقدند كه دين تنها بايد به دست انسان هاي معصوم كه در صدر جامعه بشري قرار دارند اداره و اجرا شود و افراد عادي شايستگي چنين امري را ندارند.

-گروه چهارم: اين عده اصل دين را امري قدسي و مطهر دانسته و معتقدند كه دخالت دين در امور دنيوي به آلوده شدن  و از دست رفتن قداست آن مي انجامدچنانچه در طول تاريخ  هر گاه شخص يا گروهي در امور اجتماعي و حكومتي دخالت كرده، از شأن و مقام و محبوبيت او كاسته شده حتي بدنبال آن بدبيني و انزجار نيز به وجود آمده است چنين دخالتي از سوي دين نيز چهره قدسي و تعالي او را از بين خواهد برد و مردم نسبت به آن بد بين مي شوند و طهارت و ارزش دين مخدوش و آلوده مي شود. بنابراين بايد اين امور دنيوي را به دست طالبان و مشتاقان آنها گذاشت و دين را به صورت دوست داشتني و ارزشمند حفظ كرد.

 

نقد سكولاريسم

علامه محمد تقی جعفری[4] در تحلیل واژه سکولاریسم می نویسد: این کلمه در لغات و دائره المعارفها با مفاهیم زیر تفسیر شده است.

سکولاریسم یعنی مخالفت با شرعیات و مطالب دینی ، روح دنیا داری ، طرفداری از اصول دنیوی و عرفی . ماده سکولار وابسته به دنیا ، غیر روحانی ، غیر مذهبی ، عامی ، عرفی ، بیسواد ، خارج از صومعه ، مخالف شرعیات و طرفدار دنیوی شدن امور.

سکولاریزه یعنی دنیوی کردن ، غیر روحانی کردن، از قید کشیش یا رهبانیت رها شدن ، ملک عام کردن، اختصاص به کارهای غیر روحانی دادن ، از عالم روحانیت خارج شدن، دنیا پرست شدن ، مادی شدن ، جنبه دنیوی دادن به عقاید یا مقام کلیسایی.

نظريه سكولاريسم  محدوده وسيعي را در حوزه اجتماعي دين، به خود اختصاص مي دهد، اما دقت در مفاهيم و معاني آن نشان مي دهد كه مركز ثقل اين نظريه رد حكومت ديني است بگونه اي كه نظريه پردازان اين تفكر با وجود اختلاف نظر در دلايل، تعريف و گستره سكولاريسم هرگز تاسيس حكومتي با محوريت دين را نمي پذيرند و در لزوم نبود آن اتفاق نظر دارند.(جوادي آملي1381)

 همچنين آيت الله جوادي آملي دلايل بطلان سكولاريزم را به موارد زير تقسيم بندي  مي كند:

1-مالكيت مطلق الهي

2-مدنيت فطري

3-ربوبيت فراگير

4-پيوستگي دنيا و آخرت

5-رجوع به نقل (متون ديني)

 

سكولاريسم تربيتي

سكولاريسم يا عرف گرايي در سه حوزه فرد، جامعه و دين از نتايج دوگانه گرايي است. دوگانه گرايي يا دوآليسم يعني قائل شدن به دو جنبه فيريكي و متافيزيكي كه هر يك پايبند به اصول خود بوده و ديگري را رد مي كنند.

در عرف گرايي، قلمرو ديگري به نام ماوراي انسان وجود ندارد در نتيجه اهداف تربيتي فقط بنابر ميل ها و آرزو هايي كه از طريق تجربه بدست مي آوريم تدوين مي شوند. ميل ها و آرزو هاي ما گر چه وجوه مش ترك ما هستند و به طبيعت مشترك ما وابسته اند ولي به شدت بر حسب تحولات محيط اجتماعي ما متحول مي شوند. تعيين اهداف تربيتي و تصميم گيري هاي تربيتي بايد بر مبناي نياز هاي كودكان صورت گيرد و به تعميم هاي علوم تربيتي تكيه كند ولي علوم تربيتي به امكانات موجود در محيط- كه درخواست ها و آرزوهاي كودكان را سامان مي دهند و تفسيري كه درباره ي نياز هاي انسان پديد مي آورند- وابسته است. همچنين نوآوري هاي علمي و تكنيكي، سياست هاي اقتصادي و اقتضاعات مدني بر تفسير و برداشت ما از نياز هاي كودكان تاثير مي گذارد در واقع نياز ها بر ساخته ها انساني استوار هستند و بيشتر از ذهنياتمان نشأت مي گيرد تا از طبيعتمان.(علم الهدي 1386)

محقق علوم تربيتي نمي تواند از تصوراتي ماوراي آنچه در محيط فراهم است تجربه نمايد چون محيط به ويژه محيط اجتماعي تفسير ما از نياز هاي انسان را محدود مي كند و تصوير درستي از نياز ها كه مبناي تصميم گيري باشد به سختي حاصل مي شود در صورت فقدان تفسيري ماوراي محدوديت هاي محيطي، تعليم وتربيت بايد تسليم عرف شود و به نفوذ سياست هاي اجتماعي و سليقه هاي صاحبان قدرت خوش آمد گويد. حكومت، قانون و نهاد هاي اجتماعي ابزارهاي تامين رفاه و حمايت از ما براي برآورده ساختن نيازهايمان مي شوند.

بدين ترتيب تعليم و تربيت دامنه انتظارات و ميدان عمل محدودي دارد. دنياي ملموس، واقعيت هاي محتمل، امكانات موجود در اينجا و اكنون، فرصت هاي تربيتي را كوتاه، موقعيت هاي يادگيري را نامطمئن و اهداف تربيتي را لغزنده مي سازد.نتيجه اين تعليم و تربيت نيز در بهترين حالت فرد عاقل، موقعيت شناس و فايده جويي است كه براي شركت در فعاليت هاي نتيجه بخش اجتماعي و جلب بيشترين لذت، پشتوانه نظري را در اختيار دارد. در چنين نظام تربيتي با توجه به عقلانيت، براي مرراعات ارزشهاي اخلاقي و حركت در جهت غايت ها و آرمانهاي مورد تاكيد اديان كم تر فرصتي باقي مي ماند و امكاناتي براي تحقق آرمانهاي ماوراي مادي وجود ندارد. بنابراين دروازه نظام هاي آموزشي بر اهداف بر خاسته از نظام هاي متافيزيكي و ديني بسته است.

ديانت در سازو كار تفكيك و تمايز و مرزبندي هاي سخت اجتماعي به حوزه ي خصوصي منتقل مي شود حوزه اجتماعي به نقش ها و وظايف معقول هر شهروند تعلق دارد و حوزه خصوصي متعلق به نقش هاي نامعقول است كه محلي براي ابراز علايق مذهبي ( صرفاً علايق) به شمار مي آيد.(علم الهدي 1386)

بدون ترديد اين تفكيك ها تعارض ميان علم و دين  يكي از مهم ترين مسائل فكري در عصر حاضر مي باشد.

 اما روح حاكم بر علوم تربيتي اومانيستي است به معناي ايمان به استقلال انسان و خود كفايي او در تدبير زندگي و بي نيازي از هرنوع دخالت متافيزيكي مي باشد(نوذري 1380به نقل از علم الهدي 1386) 

مي توان گفت سکولاریسم رویکرد خاصى است که بر اثر تحولات اقتصادى, فرهنگى, اجتماعى مغرب زمین پس رنسانس به وجود آمد از مهمترین نتایج این پدیده, شکل گیرى نظریه اى سیاسى در باب جدایى دین از سیاست است. جان مایه اندیشه سکولارها تاکید بر امورى است که منتهى به انکار شدید مرجعیت دین در امور اجتماعى و سیاسى مى شود و تلقى خاص و ویژه اى از دین و کارکرد آن عرضه مى دارد.

 

 

 

 

منابع:

1-جوادي آملي عبدالله 1381، نسبت دين و دنيا بررسي و نقد نظريه سكولاريسم، قم: مركز نشر اسراء.

2-سروش عبدالكريم و ديگران1381، سنت و سكولاريسم، تهران: موسسه فرهنگي صراط.

3-علم الهدي جميله 1386، چرخش از عالم دو قطبي به جهان سه قطبي، فصلنامه نوآوري هاي آموزشي، شماره 20، سال ششم.

و

علامه جعفری ، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه ، جلد 25 ، ص 51
 فرهنگ کامل انگلیسی فارسی آریان پور ، ص 4953 ماده secu…
  
دائره المعارف بریتانیکا ، ماده ATH…


http://daneshnameh.roshd.ir

http://fa.wikipedia.org/wiki

 

 



 1 http://fa.wikipedia.org/wiki

2  فرهنگ کامل انگلیسی فارسی آریان پور ، ص 4953 ماده  secu…

 

 

 

 

  1 دائره المعارف بریتانیکا ، ماده ATH…

 

 علامه جعفری ، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه ، جلد 25 ، ص 51 1