مدیریت آموزشی

بررسي نقش مشاركتي دانش آموزان در اداره امور مدرسه از طريق شوراي دانش آموزي باتاكيد بر رويكرد مديريت

بررسي نقش مشاركتي دانش آموزان در اداره امور مدرسه از طريق شوراي دانش آموزي باتاكيد بر رويكرد مديريت مبتني بر مدرسه(مورد مطالعه مدارس ابتدايي شهربابلسر)

                                                                                               صمدایزدی[1]

علی آقامحمدی[2]

مصطفی عزیزی[3]

 

چکیده

یکی از مهمترین اهداف تعلیم وتربیت، اجتماعی ساختن دانش آموزان یعنی آماده کردن آنان برای شرکت فعال وسازنده در زندگی اجتماعی، کسب آگاهی نسبت به حقوق اجتماعی خود وبهره برداری صحیح از آن واحترام به حقوق دیگران وهمکاری با سایر افراد جامعه است، یکی از شیوه های گرایش دانش آموزان به فعالیت ها و تصمیم گیری های اجتماعی، مشارکت آنان در گروه ها وشوراهای متشکل از همسالان در مدارس است.

در این راستا، مقاله ی حاضربا بهره گیری از رویکرد کیفی(مصاحبه)، به بررسي نقش مشاركتي دانش آموزان در اداره امور مدرسه از طريق شوراي دانش آموزي باتاكيد بر رويكرد مديريت مبتني بر مدرسه (مورد مطالعه مدارس ابتدايي شهربابلسر) است.

نمونه ی معرف، از مدارس غیرانتفاعی، شاهد ودولتی دخترانه و پسرانه شهر بابلسرانتخاب گردیدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها، ابتدا پاسخ های داده شده به هر سوال جداگانه نوشته شدند. سپس، در زمینه های ظاهرشده، هردسته از پاسخ ها شناسایی گشتند و پس از جمع بندی، نتایج نشان داد که اجرای معقول طرح شورای دانش آموزی در شهر بابلسرنیازمند توجه به نکاتی است که در نتایج تحقیق عنوان گردیده است.

 

کلیدواژه ها:

شورای دانش آموزی[4]، مشارکت[5]، مدیریت مبتنی بر مدرسه[6]، مسئولیت پذیری اجتماعی[7]

 

 

مقدمه

          در هر اجتماع علمي سازمان‌هايي وجود دارند كه براي تقويت آن اجتماع علمي نقش‌هاي متعددي را ايفا مي‌كنند. تربيت دانش آموزان ابتدايي كه در آغاز ورود به اجتماع بزرگ انسانها هستند از حساسيت ويژه اي برخوردار است.

دراین دوره که بعنوان اساس دوره هاي بالاتر آموزشي  است، دانش آموزان تجربياتی کسب می کنند كه درصورتیکه مرتبط با هم ودر ارتباط با مسايل شخصي واجتماعي باشد، برانگيزاننده، سودمند وموثر خواهد بود ويادگيري مادام العمررا به همراه خواهد داشت. يكي از فعاليت هايي كه به اهداف اين دوره ياري مي رساند، فعاليت هاي گروهي است.

          با عنايت به رويكردهاي جديد آموزش وپرورش نظير مديريت مبتني بر مشاركت ومناسبات انساني، تمركز زدايي ومدرسه محوري در نظام آموزش وپرورش، جلب مشاركت عملي وحضور فعال دانش آموزان در فرايند تصميم سازي وتصميم گيري وامور اجرايي مدرسه بيش از پيش مورد توجه قرار گرفته است. در بند 7 اصل شوراي دانش آموزي آمده است كه :

« در مدارس به عنوان آموزش عملي وبراي پرورش روحيه همكاري وتعاون وهمفكري وسعه صدر، تشكيل شوراي دانش آموزي مورد تاكيد قرار گيرد، اين شوراها عملاً در تنظيم جريان امور مدرسه وهدايت پاره اي از فعاليت هاي خاص دانش آموزان علاوه بر نقش آموزشي مي توانند جنبه اجرايي نيز داشته باشند»(فرهمندیان وهمکاران، 1383).

          بديهي است اگر به دانش آموزان فرصت انديشيدن، ابراز وجود ومداخله موثر در امور مربوط به خودشان داده شود، موجب عزت نفس وارتقاء شخصيت آنان ومسئوليت پذيري بيشتر وفعاليت خود انگيخته ومسئولانه آنان خواهد شد. در اين راستا تشكيل شوراي دانش آموزي در مدارس ابتدايي ونگرش مثبت وبرخورد مسئولانه دست اندر كاران تعليم وتربيت وكارشناسان نسبت به اجراي اين طرح، زمينه دروني ساختن فرهنگ مشاركت ومشاركت پذيري در دانش آموزان وتحولي كار ساز در نظام اجرايي وتصميم سازي آموزش وپرورش فراهم مي سازد. كسب آمادگي وآگاهي هاي لازم براي همزيستي، هم انديشي، پذيرش تنوع ديدگاه ها وتحمل آراء وعقايد ديگران، مشاركت در امور يادگيري مهارت هاي زندگي از جمله اهدافي هستند كه از مجراي شوراهاي دانش آموزي تحقق می پذيرند. ولازمه دستيابي به اهداف مورد نظر برخورداري از مديريت مشاركت جويانه در سطوح مختلف آموزش وپرورش، اتخاذ سياست هاي مدبرانه در سازماندهي ونظارت مستمر بر برنامه ها واهتمام عملي در تقويت، توسعه وگسترش شوراهاي دانش آموزي مدارس مي باشد.

اهداف پژوهش

1- بررسي نقش عوامل فردي تاثير گذار بر مشاركت دانش آموزان در اداره امور مدرسه از طريق شوراي دانش آموزي (انگيزه ، علايق ووضعيت تحصيلي دانش آموزان ).

2- بررسي نقش زمينه خانوادگي دانش آموزان در مشاركت آنها (سطح سواد والدین، سطح درآمد وپیگیری وضعیت تحصیلی فرزندان).

3- مقايسه عوامل فردي وزمينه خانوادگي تاثيرگذار بر مشاركت دانش آموزان دراداره امور مدرسه در بين مدارس عادي(دولتي)، غيرانتفاعي وشاهد دختران وپسران دوره ابتدايي.

متدولوژی تحقیق

این تحقیق به شیوه ی کیفی انجام گردیده است. در این دسته از تحقیقات، ضمن تنظیم مصاحبه ی ساختارمند، پژوهشگر با ذهنیت خود به تحقیق شکل می دهد وسعی در درک افراد مورد تحقیق دارد وبه دنیای آنها وارد می شود ودربسیاری موارد خود را به جای آنها قرار می دهد(مارشال و راس من، 1377). با انتخاب روش تحقیق کیفی در این مطالعه، فرصت مشاهده جزئیات و مستند سازی پدیده مورد مطالعه ایجاد شد. مزیت داده های جمع آوری شده از این طریق نسبت به نظرخواهی های انجام شده در قالب پرسشنامه های مقیاسی، براین است که امکان آشنایی با فرایند های رسیدن به یک پاسخ را برای پژوهشگر ایجاد می کند(همان منبع). لذا بینش وبصیرت پژوهشگر در این دسته از تحقیقات منجر به شرح وبسط سیستم پیچیده ی اجتماعی می گردد.

جامعه، نمونه و روش نمونه گیری

 نمونه معرف از مدارس غیرانتفاعی، شاهد ودولتی دخترانه و پسرانه شهر بابلسرانتخاب شد. روند انتخاب به این شکل بود که درجریان جلسه انجمن اولیاء ومربیان، با مدیران مدارس مذکور صحبت گردید و از آنها خواسته شد که در جریان برگزاری انتخابات شوراهای دانش آموزی در فرایند تحقیق مشارکت نمایند. دعوت از مدیران برای مشارکت در مطالعه با استقبال گرم آنها مواجه گشت. لذا با مدیران مدارس نمونه و دو گروه از دانش آموزان(داوطلبان عضویت در شورای دانش آموزی و افراد شرکت کننده در انتخابات)، مصاحبه های ساختاری هدفمندی انجام شد و یک هفته بعد از انتخابات نیز مصاحبه هایی با منتخبین شوراهای دانش آموزی مدارس مذکورصورت گرفت. درنهایت مدیریت از6 مدرسه ابتدایی دخترانه وپسرانه غیرانتفاعی، شاهد و دولتی، تعداد 48 نفر از اعضای عضو وغیر عضو انتخاب گردیدند. از این 48 نفر، 36 نفر، اعضای اصلی شورا بودند(منتخبین شورای دانش آموزی) و12نفر از داوطلبان عضویت در شورای دانش آموزی مورد مصاحبه قرار گرفتند و پاسخ های تامل برانگیز ومستدل بررسی وتجزیه و تحلیل گردید.

روش تجزیه وتحلیل دادها

برای تجزیه وتحلیل داده ها، ابتدا پاسخ های داده شده به هر سوال جداگانه نوشته شدند، سپس طبق توصیه استراوس وکوربین[8]، زمینه های ظاهرشده در هردسته از پاسخ ها، شناسایی گشتند، آنگاه باجمع بندی آن زمینه ها، موارد زیر مشخص شدند:

الف)نقش عوامل فردي تاثيرگذاربرمشاركت دانش آموزان دراداره امور مدرسه از طريق شوراي دانش آموزي (انگيزه ، علايق ووضعيت تحصيلي دانش آموزان ).

ب)نقش زمينه خانوادگي دانش آموزان درمشاركت آنها دراداره امور مدرسه (سطح سواد والدین، سطح درآمد وپیگیری وضعیت تحصیلی فرزندان).

ج) مقايسه عوامل فردي وزمينه خانوادگي تاثيرگذار بر مشاركت دانش آموزان دراداره امور مدرسه در بين مدارس عادي(دولتي)، غيرانتفاعي وشاهد دختران وپسران دوره ابتدايي.

ضرورت واهمیت شورای دانش آموزی

          یونیسف، مشارکت  کودکان در مورد موضوعهای مربوط به آنها از سالهای نخست زندگی رافرصتی می داند که آنان را از هرج ومرج طلبی، آسیب پذیری وسلطه پذیری مصون نگه می دارد ومی تواند نسلی از جوانان را که راجع به حقوق خود ودیگران احساس احترام و دلمشغولی بیشتری می کنند تربیت کند. همچنین یونیسف در گزارش خود می افزاید که در راندن کودکان به کنار، خطر سقوط جدی وجود دارد وقتی کودکان راازفرایند تصمیم گیری خارج کنید وفرصت های لازم برای مداخله سازنده آنان را در موضوعات موثر بر زندگیشان فراهم نسازید، کودکان فاقد توانایی ومهارتهای حیاتی در رشد ونمو خود در بزرگسالی می شوند(کامکار، 1382).

تشکیل شورای دانش آموزی مدارس ابتدائی ، بستری مناسب برای پاسخگویی به بخشی از نیازهای دانش آموزان است. برخی عوامل انگیزشی موجود برای همکاری ومشارکت دانش آموزان در شورای دانش آموزی به شرح زیر است:

1-  انگیزه کمک به همکلاسی وبرآوردن نیازهای مربوط به خود شکوفایی فرد(باید توجه داشت که فعالیت معلمان ومشاوران مدرسه در روزهای پیش از برگزاری انتخابات شورا در ایجاد چنین نیازی در دانش آموزان تاثیر بسزایی دارد).

2-  جذابیت های موجود در کارهای عملی. بعنوان نمونه، اینکه پسران لباس فرم بپوشند وبا ابزار سروکار داشته باشند از جذابیت بسیار بالایی برای آنان برخوردار است.

3-  وجود فضایی نو ومتفاوت با محیط زندگی برای دانش آموزان. اینکه دانش آموزان در محیطی جدید وفارغ از بعضی قوانین به فعالیتی سازنده می پردازند.

4-  وجود فضایی صمیمی ونشاط آور در شورای دانش آموزی. محیط فعال وسازنده به دانش آموزان فرصت می دهد که در کنار یکدیگر حول محور کار وتلاش، صمیمیتها وروابط دوستانه ای را شکل دهندوعمق بخشند. مسئولان برگزاری شورا نیز باایجاد فضایی نشاط آور وبا طراحی برنامه های مختلف علمی، ورزشی، هنری وفرهنگی به نوبه خود بر جذابیت های شورا می افزایند(فرهمندیان وهمکاران، 1383).

بررسی پیشینه

  شور و مشورت بعنوان  يك امر عقلي و سنتي پسنديده و معمول و متداول ميان عقلاي عالم است که از قبل آن  چه بسيار معضلات خانوادگي و اجتماعي که در مناسبت انساني و روابط بين افراد با مذاكره و مشاوره و گفتگو و مكالمه حل و فصل شده و مي شود و چه گره هاي كوري كه با سر انگشت تدبير و همفكري و مشورت انسانهاي اهل فكر و انديشه گشوده و چه بسيار تشت آرايي كه در سايه شور و مشورت به هم آوايي و وحدت عمل منجر مي شود و جلو تصميمات عجولانه ناصواب و ويرانگر و خشونت آميز گرفته مي شود و استبداد راي و حمـاقت و خشونت جاي خود را به تدبير و مشورت مي دهد، چنانچه در صدر اسلام ، در عصر پيامبر ( ص) و پس از آن شور و مشورت به عنوان يك سنت زيبا و پسنديده در ميان مسلمين رايج و مرسوم بوده است(پیران، 1382، ص74 )، وازنظر سير تاريخي خود ريشه در قران كريم و روايات ائمه معصومين ( ع ) دارد. درباره اهميت شورا و استفاده از مشورت در قرآن كريم و روايات ائمه معصومين ( ع) تأكيد بسيار شده است.

 در خطبه هاي نهج البلاغه امير المؤمنين حضرت علي ( ع) بارها به مالك اشتر تأكيد مي كند كه از انديشه خير انديشان در اداره امور استفاده نمايند. و نيز مي فرمايد :

هر كس خود رأي و مستبد باشد هلاك و نابود مي شود و هر كس كه با ديگران مشورت كند در عقل آنان شريك شده است. امام صادق ( ع ) مي فرمايند :

هيچ پناهگاهي چون مشاوره نيست.

 شورا ومشورت یکی از اساسی ترین مفاهیم مورد تاکید در اسلام ویکی از ریشه دارترین اصول عرفی ومقررات موردتوافق جمعی در اداره ی اموربوده است. درآیات، احادیث وسیره ی رسول اکرم(ص)وائمه اطهار، پرهیز از خود رأیی به کرات مطرح ورهبران دینی در اعمال فردی واجتماعی نیز در آن پیشقدم بوده اند. در سوره آل عمران، آیه 159 قرآن کریم صریحاً پیامبر(ص) را به مشورت واداشته است. « وشاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله»  با آنان مشورت نما، پس وقتی تصمیم گرفتی با توکل به خدا انجام بده.

          جان دیویی مربی وفیلسوف تربیتی قرن بیستم معتقد بود که رسیدن به اهداف دمکراتیک یعنی آزادی، برابری وترقی از طریق آموزشهای دمکراتیک امکان پذیر است. وی که کارآیی دمکراسی را وابسته به چگونگی تعلیم وتربیت می دانست، در مدرسه ی تجربی اولیه خود فرضیه یادگیری از طریق انجام دادن[9] را مورد آزمون قرار داد وقصد او دستیابی به توده مردم وآگاهی دادن به آنها نسبت به مشکلات اجتماعی بوده است. به زعم دیویی آزادی عقلانی وتبادل نظرباید عناصراصلی تربیت مدنی باشد(کنایت[10]، 2000).

          بیانیه کودکان جهان 2003 می گوید: ورای منافع طولانی مدت برای خود کودکان وجوامع آنها که در آن رشد وبالندگی می یابند، وقتی که به کودکان فرصت مشارکت در تصمیمات واقدامات داده می شود، این عمکرد مثبت تر، خلاقانه تر، پرانرژی تر، مفیدتر ومثمر ثمرتر می شود(کامکار، 1382، صص45-31 ).

          تشكلهاي دانش آموزي وهمچنين گرايش دانش آموزان به تشكلهاي دانش آموزي موضوعي تازه است. به همين دليل پژوهش هاي انجام شده در اين زمينه محدود است. اما نظريه پردازان علوم انساني واجتماعي در اين رابطه چشم اندازي را ترسيم كرده اند كه پژوهشگـران با نظر به اين دورنماها مي توانند به بررسي وضعيت بپردازند؛ درهمین رابطه یکی از مهمترین اهداف تعلیم وتربیت، اجتماعی ساختن دانش آموزان یعنی آماده کردن آنان برای شرکت فعال وسازنده در زندگی اجتماعی، کسب آگاهی نسبت به حقوق اجتماعی خود وبهره برداری صحیح از آن واحترام به حقوق دیگران وهمکاری با سایر افراد جامعه است، یکی از شیوه های گرایش دانش آموزان به فعالیت ها و تصمیم گیری های اجتماعی، مشارکت آنان در گروه ها وشوراهای متشکل از همسالان در مدارس است.

          افراد چه در خانواده وچه در ميان همسالان وچه در محيط كار واجتماع ميل دارند شخصيت آنها محفوظ ومورد احترام باشد، تشخص اجتماعي[11] به افراد امنيت خاطر مي دهد ولذا مي تواند بر عضويت افراد در گروهها اثر گذارد. زيرا گروه جايي است كه فرد مي تواند خود را در آن نشان دهد وافكار وعقايد، هنر وابتكار خويش را ظاهر سازد. ابراز وجود يكي ديگر از دلايل علاقه ورغبت فرد به گروه است. فرد براي حفظ احترام خود ويا به منظور ظاهر ساختن اعتماد به نفس ميل دارد محصول فكر وذوق را در اختيار ديگران بگذارد وبدين وسيله ليا قت خود را نشان دهد و به ديگران بفهماند كه مي تواند مستقلاً كاري را انجام داده يا درباره امري عقيده ي مخصوصي داشته باشد(شريعتمداري، 1364). از ديگر عوامل جاذبه گروه مي توان به نظرات فستينگر[12] اشاره كرد، او بعضي از عوامل جاذبه گروه را چنين عنوان مي كند:

گروه ممكن است سبب شود كه افراد به هدفهاي مهم خود برسند يا به فعاليت هايي بپردازند كه به نظرشان دلكش باشد. يا آنان را در راه ارضاي حوايج فردي خود كه مستلزم روابط ميان اشخاص است ياد مي كند. مي توان انتظار داشت كه شخص در صورت توانايي به گروههايي بپيوندد كه احتياج خاص اورا بر آورند و وقتي اين نيازها برآورده نشد اين گروه ها را ترك كند(كلاين برك، 1953).

          با التفات به آنچه گفته شد وبا عنايت به اينكه نياز امروز جامعه ايران حضور انسانهايي آگاه، مشاركت جو، حساس به مسائل جامعه، علاقه مند به تعامل وگفتگو است كه در تمامي  زمينه هاي زندگي خود داوطلبانه مشاركت داشته باشند، لذا بايد تعليم وتربيت رسمي جامعه نيز مطابق چنين نيازمنديهاي جديد، اهداف، روش ها ومحتواي نظام آموزشي را مورد بررسي ، تجديد نظر وتدوين قرار دهد وشيوه اي خاص از تعليم وتربيت را كه به تربيت مدني  يا شهروندي معروف است، بنا نهد. اما دست يابي به اين هدف بزرگ همراه با چالش ها وموانعي همراه بوده است كه اين موانع وچالشها به ويژه در جامعه ما نمود بيشتري را داراست. در اين راستا تشكيل شوراي دانش آموزي در مدارس ابتدايي ونگرش مثبت وبرخورد مسئولانه دست اندر كاران تعليم وتربيت وكارشناسان نسبت به اجراي اين طرح، زمينه دروني ساختن فرهنگ مشاركت ومشاركت پذيري در دانش آموزان وتحولي كار ساز در نظام اجرايي وتصميم گيري آموزش وپرورش را فراهم مي سازد.

اهداف شورای دانش آموزان در دوره ابتدایی

- تبیین ضرورت شورا ومشورت، ونقش موثر وسازنده آن در شکل گیری وپویایی شخصیت ورشد اجتماعی دانش آموزان

- ارتقای سطح بینش وآگاهی دانش آموزان ونگرش مثبت آنان نسبت به توانایی ها واستعدادهای خود وتقویت ابراز وجود، روحیه ی اعتماد به نفس، خودباوری آنان در پذیرش مسئولیت وجامعه پذیری.

- درونی ساختن فرهنگ مشارکت جویی در دانش آموزان و زمینه سازی لازم جهت مشارکت عمومی وعملی آنان در فرایند تصمیم سازی وتصمیم گیری در امور مربوط به مدرسه.

- تسهیل فرایند اجرایی برنامه ها وفعالیت های آموزشی وپرورشی مدرسه از طریق واگذاری مسئولیت به دانش آموزان در راستای سیاست مدرسه محوری وتمرکز زدایی.

- فراهم کردن زمینه ی مساعد جهت تبادل تجربیات، تعامل فکر واندیشه، تفاهم وهمدلی بین دانش آموزان وبرقراری ارتباط صحیح ودوسویه بین دانش آموزان واولیای مدرسه.

- ترویج آرمان های صلح ودوستی وتقویت روحیه ی بردباری، انتقاد پذیری، تفاهم، حسن سلوک واحترام متقابل در بین دانش آموزان.

    - تقویت روحیه ی شهروندی، آموزش مفهوم دمکراسی وایجاد فرصت های تجربه اندوزی اجتماعی برای دانش آموزان از طریق مشارکت عملی آنان در فرایند انتخاباتی(فرهمندیان وهمکاران، 1383).

          همچنان که آموزش و پرورش فرایندی مداوم برای بهبود دانش و مهارت است، شاید قبل از هر چیز وسیله ای استثنایی برای رشد فردی و برقراری ارتباط بین گروه ها و ملت ها باشد(یونسکو، 1375).

چگونه می توانیم یاد بگیریم که در دهکده جهانی با هم زندگی کنیم، اگر نتوانیم در اجتماعات کوچک خود که به طور طبیعی به آن تعلق داریم، یعنی با ملت خودمان، در منطقه، شهر و دهکده خودمان و حتی با همسایگان خودمان زندگی مسالمت آمیز داشته باشیم ؟ آیا ما می خواهیم در زندگی جمعی مشارکت داشته باشیم و آیا می توانیم داشته باشیم ؟ این سوال اصلی زندگی مردم سالاری است. باید به خاطر داشته باشیم میل به مشارکت چیزی است که باید از احساس مسئولیت هر فرد برخیزد .

          در حال حاضر فشار فزاینده ای بر برنامه های درسی احساس می شود، هر نوع راهبرد روشن بینانه اصلاحی باید در برگیرنده گزینه هایی  باشد، مشروط بر آنکه جنبه های اصلی آموزش پایه که دانش آموزان را با چگونگی بهبود شرایط زندگی از طریق علم ودانش، تجربه و توسعه فرهنگی خودشان آشنا می سازد، همواره سالم و دست نخورده باقی بماند. یکی از رویکردهای اصلاحی در مواجهه با چالشهای فراروی مدارس، مدیریت مبتنی برمدرسه است.

رویکرد مدیریت مبتنی بر مدرسه[13]

          یکی از چالش های موجود، مدیریت وبرنامه ریزی متمرکز سیستم آموزشی است. منظور از نظام آموزشی متمرکز برنامه های آموزشی یی است که برای تمام مدارس به خصوص در سطح ابتدایی، راهنمایی ومتوسطه به صورت متحدالشکل ویکسان تهیه وتنظیم می شود وبرای اجرا به مدارس ابلاغ می گردد. دراین نظام آموزشی بیشتر تصمیمات مهم درباره ی برنامه ودروس مختلف، کتاب های درسی، محتوای آموزشی وحتی خطی مشی اجرایی ومقررات اداری وآموزشی در سطح آموزش وپرورش وموسسات وابسته به آن اتخاذ می گردند. این در حالی است که از مولفه های بسیار مهم مدارس دموکراتیک، مشارکت فعالانه ی همه ی اعضاء وتصمیم گیری جمعی است که پیش نیاز آن وجود یک نظام آموزشی غیرمتمرکز است. در واقع نظام آموزشی غیرمتمرکزاهدافی ازقبیل، مشارکت مردم در امر آموزش وپرورش، تصمیم گیری برای حل مسائل در محل، تشویق مردم به مشارکت در فعالیت های توسعه آموزش وپرورش وکمک به رشد اجتماعی افراد، دنبال می کند(نیکنامی، 1383).

          در اغلب کشورهای جهان ، دولت ها مسئولیت اصلی تامین آموزش پایه برای همه کودکان را برعهده دارند ودر اجرای این مسئوولیت، سازماندهی ومدیریت نظام آموزشی کشور وهمچنین اداره امور آموزشی در مدارس را وظیفه ونقش اصلی خود می دانند. براین اساس در بسیاری ازکشورها، دولت های مرکزی اصلاحاتی را با هدف تقویت کیفیت وکمیت آموزش آغاز کرده اند. تمرکز این اصلاحات به تغییرات در سطح مدرسه معطوف شده است. این انتقال درحقیقت انتقال کانون تمرکز اصلاحات به سطحی که به عمل نزدیک تر است، یعنی مدرسه می باشد.

          مدارس در فرایند پیچیده ی توسعه، به عنوان مؤسساتی که در نظام مدیریت از عمیق ترین تاثیر ونفوذ برخوردارند، روز به روز نقش حساس تری را ایفا می کنند. تفاوت های بیشتر بین فقیر وغنی، محروم وبرخوردار، خطرات وچالش ها، حرکت به سوی تمرکز زدایی وتامین حقوق بشر، محیطی را ایجادکرده اند که راه حل های نوآورانه ی محلی بیشتری را برای توانمندسازی مدارس ایجاب می کند.

انتقال کانون تمرکز، اصلاحات از سطوح بالای نظام آموزشی به مدرسه مزایای متعددی نیز در بر دارد که برخی از آنها عبارتند از :

- انتقال محل تصمیم گیری درباره ی مدرسه به جایی که تصمیمات واقعاً منشاء تفاوتی هستند.

- تشویق نوع آوری های محلی از طریق ایجاد حس کارآیی وتعهدات حرفه ای در معلمان.

- افزایش تناسب وانعطاف پذیری آموزش وپرورش با شرایط ونیازهای محلی.

- تقویت احساس مسئوولیت وپاسخگویی در برابر کیفیت آموزش ارایه شده.

- برانگیختن مشارکت وایجاد حس مالکیت نسبت به مدرسه(یونسکو/یونسف، 1379).

هدف رویکرد مدیریت مبتنی بر مدرسه

 اولیاء مدرسه بر اساس ارزیابی می توانند اولویت ها، هدف ها، استانداردها وحتی هدف های خرد وکوچک خود را در هر یک از زمینه های زیر تعیین نمایند:

- ثبت نام کودکان، مشارکت وحضور مداوم کودکان، ارتباط وتداوم آن در آموزش واتمام دوره ی آموزش پایه وشرکت در امور مدرسه.

- محیط مدرسه، در جهت دوستانه کردن آن برای کودکان وخوشامدگویی به والدین آنها.

- مقررات انضباطی ووضعیت بهداشتی.

- نیاز خاص گروه های محروم، حاشیه نشین وگروه های دور از دسترس در جمعیت دانش آموزی.

عرصه عمل خود منبع مهم یادگیری است. راه حل های طراحی شده در بیرون از حوزه عمل اغلب نظری هستند وقابلیت اجرا در شرایط واقعی مدرسه را ندارند. بنابراین دستیابی به راه حل مسایل مدرسه باید در فرایند ارزیابی، تحلیل ومبادله ی تجارب مدرسه محور حاصل گردد(نیکنامی، 1383).

ویژگی های نظام های آموزشی مبتنی بر رویکرد مدیریت مبتنی برمدرسه

          اگر بخواهیم شهروندانی فعال ومشارکت جو در امور کشورتربیت کنیم، شایسته است که در مدارس نیز دانش آموزان را در امور مختلف کلاس ومحیط مدرسه مشارکت دهیم. بطور کلی تمرکز بر مهارت های مبتنی بر مشارکت آگاهانه، کارآمد ومسئولانه در جریانات جامعه است. این مهارتها نیازمند تعامل وهمکاری با دیگران است. تعاملاتی مثل پرسش وپاسخ، سنجش عدالت اجتماعی وحقوق مدنی راهی برای ایجاد وحدت وهمبستگی وکنترل تضادها به شیوه آرام وعادلانه است( رایلی[14]، 2002).

          یکی دیگر از رموز موفقیت نظام آموزشی در این است که یک نظام ماهیتاً ارزیاب، نقاد وگزینش کننده باشد وموضوعات آموزشی نیز ماهیتاً ارزیاب، نقاد وگزینش گرباشد. در واقع در یک جامعه دمکراتیک وظیفه آموزش وپرورش عبارت است از آزاد کردن ذهن، تقویت قوای انتقادی آن، آشنا ساختن ذهن با دانش وتوانایی تحقیق مستقل وبرانگیختن همدردی های بشری در آن. توسعه رفتارها وعادات مدنی نه تنها نیازمند توسعه ی آگاهی ودانش مربوط به آن است، بلکه نیازمند تمرین عملی و پرورش افراد در راستای این مهم است. در حقیقت عامل عملی پرورش افراد به لحاظ اهمیت وضرورت مهمتر از عامل تحسین است. « برای تمرین عملی وپرورش شهروند لازم است افراد از سنین پایین عملاً در این ماجرا درگیر شوند» (ذکاوتی، 1378).

          علت توجه به تشکل های دانش آموزی واهمیتی که امروزه در نظام مختلف به آن می دهند این است که تجربه مشارکت در انجمن های مختلف در دوره های کودکی ونوجوانی تاثیر فزاینده ای برروندمشارکت آینده افراد درسرنوشت خود وکشورشان دارد. تشکل های دانش آموزی مکانی ایده ال برای یادگیری دمکراسی می باشند؛ اگر چه این تشکل ها مسئولیت محدود دارند وافراد آن خیلی زود خسته ودلزده می شوند. از کارهای مهمی که تشکلهای دانش آموزی علاوه بر بررسی قوانین مدرسه می توانند داشته باشند، عبارتند از رهبری کارهای گروهی مدرسه، بررسی نظافت محوطه مدرسه، کمـک به اعمـال تدابیر انضباطی مـدرسه، ارائه پیشنهادها و سخنرانی ها در مورد نیازمندی های مدرسه(رایلی، 2002).

در یک نظام آموزشی هر چه میزان تشکل های دانش آموزی گسترده تر باشد، می توان نظام آموزشی رادمکراتیک خواند وبنابراین زمینه ی تربیت افرادی اجتماعی در این مدارس بیشتر خواهد بود. بعد از خانه، مدرسه بهترین زمینه برای تعلیم عدالت وقانون به دانش آموزان است. در مدارس یکی از اهداف مهم ایجاد برابری حقوق شهروندی در میان تمام دانش آموزان می باشد. در واقع مدارس هر چه بیشتر بتواند دانش آموزانی، با حقوق برابر در خود داشته باشد از نظر اجتماعی محیط دمکراتیک فراگیر خواهندبود. دانش آموزان در لوای حقوق حقه خود وارد اجتماع می شوندو مسئولیت پذیری را یاد می گیرند(کنایت، 2000 ).

          جو مدرسه ای که بر اساس اصول دمکراتیک ادره می شود، نسبت به مدرسه ای که در فضای رعب واستبدادی اداره می شود و مسئولان آن از شیوه های آموزشی دمکراتیک بهره نمی گیرند، برای آموزش شهروندان جوانی که قرار است شیوه های دمکراتیک را در زندگی آتی خود به کار گیرند بسیار کارآتر واثربخش تر می باشد( هاریس[15]، 1999 ).

          البته مسئله ای که نباید ازآن غافل ماند، پرهیزازروزمرگی وانجام فعالیت هایی است که جهت ارضای نیازمندی های مقطعی طرح ریزی می شوند. جت (Jet ) معتقد است در مدارس دمکراتیک زندگی غیر مفید مرگ زودرس می باشد که باید جداً در مورد آن فکر کرد. بطالت ناخواسته واجباری، تنبیه بی رحمانه ای است که هنوز هم در مدارس موجود است. مدارس جهت بهره وری آینده برنامه ریزی شده اند وازدانش آموزان خواسته می شود تا زندگی را همچون سفته در گرو بگذارند(بانکس[16]، 2003 ). در رویکرد مدیریت مبتنی برمدرسه، ما نباید تنها به فکرتدوین برنامه هایی باشیم که آینده خوبی را برای دانش آموزان نوید می دهند. چون دانش آموزان در حال زندگی می کنند وبرنامه های درسی ومتون آموزشی باید بتواند نیازهای کنونی آنها را نیز مرتفع سازد.

شناخت شخصیت وشان هر فرد جزیی مهم در جامعه است که بر پایه اصول عدالت وارزشهای شخصی بناشده است. ریچاردسون می گوید« جامعه مدرسه، اجتماعی از غریبه های مرتبط به هم است که مجبورند با هم تلاش کنند تا برای افزایش ونگهداری از آزادی هرفرد وتکمیل آن تشکیلاتی روشـمند بسازند(کوبو[17]، 2000). بـرای دستیابی به مدرسه ای که درآن به حقوق افراد احترام گـذاشته می شود ویادگیری تجربی در آن ترویج داده شود، افراد مدرسه باید برای بحث آزاد باشند وباعلاقه به صحبت های دیگران گوش دهند واز قضاوتهای بی مورد بپرهیزند(گاتمن[18]، 1989 ).

          مدارس در رویکرد مدیریت مبتنی برمدرسه موظف به شناخت ارزش وشان هر فرد هستند، معلمان باید دانش آموزان را تشویق کنند که ارزش یکدیگر را بشناسند. به همین دلیل برای ایجاد یک جامعه دمکراتیک ارزش دهی به پیشینه ی افراد وفرهنگ ودانش های آنها ضروری است.

بسط وگسترش شورای دانش آموزی به عنوان یکی از ارکان عمده در اداره ی امور مدرسه اعم از امور آموزشی واجرایی با هدف توانمندسازی افراد از جمله دانش آموزان که مخاطب اصلی برنامه های آموزشی وپرورشی مدرسه هستند، رویکردی نوآورانه است که به تحقق دموکراسی در مدارس نیز کمک می کند وبه غنی سازی سیستم آموزشی واجرایی مدرسه ومشارکت مدبرانه دانش آموزان منتهی می شود.

 بر اساس الگوهای مختلف مدیریت مدرسه محور که توسط صاحب نظران واندیشمندان این حوزه مطرح شده است(مالن و اوگاوا،1988، دیوید،1990، مورفی وبیک،1995، به نقل از مهرعلی زاده وسپاسی، 1384،ص4 ). اگر شورای دانش آموزی را به عنوان الگوی کنترل جمعی ومدیریت دموکراتیک ویا الگوی کمیته ای در اداره مدرسه بپذیریم، تاثیرات زیادی بر مدارس دارند، با تشکیل کمیته های مختلف (مالی وبودجه، آموزش، فوق برنامه، ...) در الگوی کمیته ای، این کمیته ها برای برنامه ریزی، اجرا وارزیابی واصلاح تصمیمات خود آزادی عمل دارند ضمن اینکه باید تابع قوانین ومقررات مدرسه نیز باشند. ضمناً براساس نتایج برخی تحقیقات، مدیریت مدرسه محور از چند جهت باعث بهبود یادگیری دانش آموزان می شود وکارایی را در استفاده از منابع وپرسنل زیاد می کند(دوری ولوین،1994، به نقل از مهرعلی زاده وسپاسی، 1384، ص5 ). همچنین با بررسی تجارب موجود می توان اذعان داشت که توزیع گسترده قدرت در سطح مدرسه واستفاده از انجمن ها برای اتخاذ تصمیم وایجاد هماهنگی، از عوامل عمده موفقیت مدارس فعال در نظام مدیریت مدرسه محور است(جعفری مقدم، فانی، 1381).

          انتظارات غیرواقع بینانه، کم بودن حمایت از مدارس، فقدان دانش برای اداره ی مدارس، فقدان مهارتهای گروهی، واضح نبودن نقش ها وعدم تطابق بین تصمیمات مجازوتصمیمات خواسته شده از جمله موانع موفقیت مدیریت مدرسه محور قلمدادگردیده است(لتیکوسبیت، 1989، مالن، اوگاوا و کراتز، 1990، نقل از مهرعلی زاده وسپاسی، 1384، ص5 ).

هرگونه پافشاری در اداره متمرکز نظام آموزش وپرورش به طور اعم ونظام مدیریت مدرسه به طور اخص، منجر به کاهش اثربخشی می گردد.

          همچنین عادت افراد به هنجارهای قبلی ودشواری تغییر رفتار وبی تجربگی افراد، افزایش بار کاری مشارکت کنندگان، فرایند کند وطولانی تصمیم گیری، عدم پاسخگویی، افراد وگروههای تصمیم گیرنده در برابر نتایج وپیامدهای آن، محدودیت های ضوابط ومقررات عضویت در تیم ها، وپیچیده شدن موضوع جبران خدمت افراد فعال در مدرسه از جمله دیگر عوامل عدم موفقیت نظام های آموزشی در ایجاد نظام مدیریت مدرسه محور بیان گردیده است(جعفری مقدم، فانی، 1381).

کارکردهای عمده شورای دانش آموزی دررویکرد مدیریت مبتنی برمدرسه

مسئوليت پذيري اجتماعي

          مسئولیت پذیری اجتماعی یکی  از مهمترین وهدف مندترین بخش تربیت آدمی است که اثرات آن را به گونه ای همه جانبه می توان در زندگی انسانها ودر ابعاد مختلف فکری، اجتماعی، مذهبی، هنر واخلاقی آنان مشاهده کرد. بنابراین آموزش مسئولیت پذیری اجتماعی برآگاهی شهروندان(بخصوص دانش آموزان) از مشکلات محیط اطراف خود می افزاید. این امر باعث می شود تا کودکان ازابتدا با تمرین فعالیت های مدنی در مدرسه، برای زندگی جمعی در جامعه مدنی وایفای نقش فعال تر شهروندی ومشارکت همه جانبه در سرنوشت خود، مدرسه وجامعه آمادگی لازم را کسب کنند.

          تعاريف متعددي از مسئوليت پذيري اجتماعي ارايه شده است از جمله ،وظيفه اي كه هر فرد در تعامل اجتماعي با گروه يا جامعه بايد انجام دهد(شعاري نژاد،1364).ويا هماهنگي با قوانين اجتماعي وبرآورد ساختن انتظاراتي كه جامعه از فرد دارد(فورد،1985، به نقل از فتحي آذر،1373). ويا نوعي احساس عملي در بكارگيري تواناييها وانجام كوششها در تطابق وسازگاري با مردم كه عدم پذيرش آن،قانون شكني ونپذيرفتن مسئوليتهاي اجتماعي است(گلن[19]،1988).

مسئوليت هاي مدني

زندگي مدني صحنه اي از تبادل وتعامل بوده، شرط بقاء وتداوم زندگي مدني، همكاري، مشاركت وسازگاري مردم يك جامعه با يكديگر است. از جمله مسئوليتهاي اساسي قابل توجه در برنامه هاي درسي رشد دهنده مسئوليتهاي اجتماعي، مسئوليتهاي مدني هستند كه بايد در خلال آنها، مخاطبان برنامه هاي درسي نسبت به اتكاء متقابل انسانها به يكديگروضرورت اجتناب نا پذيرزندگي مشترك گروهي، اطلاعات لازم را به دست آورند ودرك نمايند كه امروزه زندگي مدني مستلزم رعايت حقوق سايرين، كمك به نيازمندان وتحمل سايرين است، چرا كه هيچ كس نمي تواند جدا از سايرين زندگي كند، پس بايد ياد بگيرد با سايرين و همراه آنان در محيطهاي جمعي با رعايت قانونمنديهاي اجتماعي به حيات خويش ادامه دهد. لازمه اين امر درك حقوق شخصي و اجتماعي افراد جامعه است(ماينزروهمكاران[20]،1990).

 

بحث وتفسیرمصاحبه های اعضای منتخب شورای دانش آموزی و مدیران مدارس

الف)مصاحبه بامنتخبین شورا

1- عوامل فردي تاثير گذار بر مشاركت دانش آموزان در اداره امور مدرسه:

۱-۱. با توجه به اینکه اعضای شورای دانش آموزی درمدارس ابتدایی از بین دانش آموزان پایه های سوم، چهارم وپنجم انتخاب می شوند، درمدارس دولتی این افراد عمدتا از دانش آموزان پایه های چهارم و پنجم انتخاب گردیده اند ودرمدارس دولتی شاهد وغیر انتفاعی، منتخبین شورای دانش آموزی علاوه بر دانش آموزان پایه های چهارم وپنجم، از دانش آموزان پایه سوم نیز بوده اند. به عبارتی می توان گفت که تمایل به شرکت و عضویت در شورای دانش آموزی، فضای مشارکت و انتخاب، ویژگی های داوطلبان عضویت در شورای دانش آموزی و یاجوحاکم برمدارس مذکور، متفاوت با مدارس دولتی بوده است.

 

 

2-۱.وضعیت تحصیلی دانش آموزان

بررسی وضعیت تحصیلی دانش آموزان عضو شورای دانش آموزی در هر سه نوع مدارس، از طریق پرونده های تحصیلی وهمچنین نتایج ارزشیابی های مستمر بیانگر آن است دانش آموزان مذکور از وضعیت تحصیلی عالی برخودار بودند وضمن داشتن معدل 20 ، در طول دوران تحصیل نیز ازشرایط و عملکردتحصیلی عالی داشتند. همچنین دانش آموزان داوطلب عضویت در شورای دانش آموزی که به عنوان عضو اصلی انتخاب نشدند نیزدارای معدل خوبی بودند ولی نسبت به اعضای اصلی منتخب، درسطح پایین تر ازنظر عملکرد تحصیلی قرار داشتند. به عبارتی داشتن عملکرد مطلوب تحصیلی هم درانگیزه مشارکت وتمایل به عضویت تاثیرگذاربوده است وهم برای انتخاب کنندگان به عنوان یک معیار درانتخاب اعضای شورای دانش آموزی مدرسه عمل کرده است.

3-۱. سابقه ی شرکت در تشکل های دانش آموزی

درمدارس دولتی، سابقه شرکت دانش آموزان در تشکل های دانش آموزی، در سطح پایینی قرارداشت؛ نوع مشارکت نیز عمدتا به ایفای نقش مبصر منتهی می شد. این مسئله در مورد دختران علاوه برنقش مبصری، به مشارکت درتهیه روزنامه دیواری نیز توسعه می یافت. در مدارس شاهد وغیرانتفاعی اکثر دانش آموزان در تشکل ها شرکت داشتند؛ علاوه برآن انتظار بیشتری از اولیاء مدرسه درخصوص سپردن مسئولیت به آنهاداشتند.

4-۱. میزان آگاهی واطلاعات نسبت به شورای دانش آموزی

اطلاعات وآگاهی اعضای منتخب شورای دانش آموزی مدارس عادی دولتی، شاهددولتی وغیرانتفاعی؛ به ترتیب درسطح خوب، بسیارخوب، وغیرکافی، ارزیابی گردید. درهمین رابطه نقش مدیر، ناظم ومربی پرورشی درارائه اطلاعات وآگاهی قابل توجه می باشد.

درمدارس دخترانه شاهد همکاری دیگر دانش آموزان نیز در فعالیت های شورا چشمگیربود.

5-۱. فعالیت های مورد علاقه اعضای منتخب شورای دانش آموزی

درپاسخ به این پرسش که "علاقه مند به مشارکت درچه فعالیت هایی هستید؟"اعضای منتخب شورای دانش آموزی مدارس عادی دولتی، علاقه مندی خود رابه شرکت در امور ورزشی، فرهنگی، انضباطی، واعضای منتخب  شورای دانش آموزی مدارس شاهد، به شرکت در مراسم صبحگاهی، مذهبی، روزنامه دیواری واعضای منتخب شورای دانش آموزی مدارس غیر انتفاعی نیز علاقه مندی خود رابه مشارکت در اداره ی امور مدرسه، ازقبیل پاکیزه نگه داشتن محیط مدرسه وکلاس درس، تشکیل کلاسهای تقویتی برای دانش آموزانی که از نظر درسی ضعیف هستند، اعلام داشتند.

همانگونه که از پاسخ مصاحبه شوندگان استنتاج می شود علاقه وانگیزه منتخبین شوراهای دانش آموزی ازموضوعات ورزشی، فرهنگی وانضباطی (درمدارس عادی دولتی)به موضوعات مذهبی، تهیه روزنامه دیواری(درمدارس شاهددولتی)و موضوعات بهداشتی وآموزشی(درمدارس غیرانتفاعی)در نوسان است. این  نوسان و تنوع درعلائق وانگیزه ها می تواند بیانگر جوسازمانی حاکم برمدارس، طبقه اجتماعی دانش آموزان وترجیحات وانتخابهای منبعث از طبقه اجتماعی وپیشینه خانوادگی دانش آموزان باشد. نتیجه حاصل ازمصاحبه ها با آنچه شریعتمداری(1364) در ارتباط با عوامل موثر در جذب افراد به گروه ها عنوان می دارد همخوانی دارد؛ افراد چه در خانواده وچه در میان همسالان وچه در محیط مدرسه میل دارند شخصیت آنها محفوظ ومورد احترام باشد زیرا تشخص اجتماعی به افراد امنیت خاطر می دهد واین امر می تواند یکی از عوامل موثر در عضویت افراد در گروه باشد. زیرا گروه جایی است که فرد می تواند خود را در آن نشان دهد وافکار، عقاید، هنروابتکار خویش را ظاهرسازد.

ابراز خود یکی از دلایل علاقه ورغبت افراد به گروه است. فرد دوست دارد محصول فکروذوق خود را در اختیار دیگران بگذارد وبدینوسیله لیاقت خود را نشان بدهد وبه دیگران بفهماند می تواند مستقلاً کاری انجام داده ویا درباره ی امری عقیده ی مخصوصی داشته باشد.

6-۱.مشوق افرادجهت شرکت در انتخابات شورای دانش آموزی

 اعضای منتخب شورای دانش آموزی مدارس دولتی وشاهد، اولیای مدرسه را مشوق اصلی خود جهت شرکت درشورای دانش آموزی می دانستند. بااین تفاوت که درمدارس شاهد، بعضی خانواده هایی که عضوانجمن اولیاء ومربیان بودند نیزفرزندان خود را راهنمایی وتشویق می کردند.

درمدارس غیر انتفاعی، منتخبین اولیاء مدرسه رامشوق خوبی قلمداد نمی کردند ولی والدین خود را مشوق خوبی برای خود می دانستند، به این ترتیب که از طریق کمک به فرزندان در تبلیغات انتخاباتی وچاپ پوسترتبلیغاتی تنور انتخابات را گرم نگه داشته و شاید ازاین موقعیت - تاحدودی سمبولیک-به عنوان تمرین وظایف شهروندی وسکوی پرش در آینده برای پذیرش نقش های بیشتر و واقعی تر نگریسته اند. همانگونه که از مقایسه شرایط متفاوت مدارس استنتاج می شود، ساختار حاکم برمدارس عادی دولتی، شاهد دولتی و غیرانتفاعی، به ترتیب، کاملادولتی، دولتی با اندکی متفاوت بامدارس عادی و خصوصی با رعایت ضوابط دولتی می باشد. این دامنه نوسان درساختارهای حاکم، نوعی قیمومیت از طرف اولیائ مدرسه درمدارس دولتی و احساس مالکیت و تعلق به وظایف و نقشهای مدرسه توسط اولیائ دانش آموزان در مدارس غیرانتفاعی را موجب شده است. بنابراین دراینجا لازم است مدیران مدارس روش کار خود را درشوراها، گروه های آموزشی وانجمن ها برمبنای گفتگو و مفاهمه قرار دهند.

7-۱.امکانات موردنیازبرای انجام وظایف شورای دانش آموزی

 با توجه به ساختار وظایفی که دراساسنامه شورای دانش آموزی پیش بینی شده است منتخبین شورای دانش آموزی همه مدارس درمصاحبه، اظهار داشتندکه از نظر امکانات فضایی(جاو مکان)، در سطح پایینی قراردارند. همچنین مشاهدات مکرر محققین درجریان بازدید از مدارس موید این موضوع بودوظاهرا هنوز بعد از چند دوره برگزاری انتخابات شوراهای دانش آموزی وسایر تشکل ها درفضای فیزیکی مدرسه، مکانی برای فعالیت ها و ایفای نقش های پیش بینی شده، درنظر گرفته نشده است، به گونه ای که غالب مدارس درحدیک وظیفه اداری ومسولین  نیز به صورت یک فعالیت نمادین و سمبولیک می نگرند. فقط در مدارس شاهد که برنامه های ویژه اجرا می شود، به غیر ازمشکل جا ومکان، ازنظر سایرامکانات از شرایط بسیار خوبی برخورداربودند.   

ضمناً اعضای منتخب در هر سه نوع مدارس، اولیاء مدرسه را مسئول فراهم آوری امکانات و وسایل می دانستند ومعتقد بودند که برای دستیابی به هدفها و انجام وظایف و فعالیت های شورا نیازمندکمک اولیائ مدرسه، دوستان ووالدین خود هستند. به عبارتی علیرغم مسئولیتی که اساسنامه برعهده اعضاء شورای دانش آموزی گذاشته است، انجام این مهم در راستای رویکرد مدیریت مبتنی برمدرسه در گرو اجماع، درک متقابل، تشریک مساعی واحساس مسئولیت جمعی می باشد.

  

2- عوامل خانوادگی تاثیرگذار بر مشاركت دانش آموزان در اداره امور مدرسه

همانگونه که دانش آموزان منتخب شورای دانش آموزی هر سه نوع مدارس از نظر ویژگی های فردی متفاوت بودند  ازنظر شرایط خانوادگی (سطح سواد، وضعیت اقتصادی و شغل والدین)نیز دارای شرایط متفاوتی می باشند.

1-2.سطح سواد والدین

والدین دانش آموزان مدارس دولتی از نظرسطح سواد، دارای مدرک سیکل ودیپلم و والدین دانش آموزان مدارس شاهد، دارای سطح سواد فوق دیپلم ولیسانس و والدین دانش آموزان مدارس غیرانتفاعی، بیشتر دارای مدرک لیسانس و بالاتر بودند. دلایل بدست آمدن نتیجه ی مذکور را می توان چنین بیان کرد که بالا بودن سطح سواد والدین باعث بالا رفتن آگاهی های سیاسی، اجتماعی وفرهنگی شده واین امر موجب آشنایی هر چه بیشتر والدین با تشکلهای موجود درمدارس می شود که به تبع آن فرزندان خود را نسبت به عضویت در این تشکل ترغیب وتشویق می نمایند.

2-2.وضعیت اقتصادی والدین

از نظر وضعیت اقتصادی والدین دانش آموزان مدارس دولتی، در سطح پایین جامعه قرار داشتند. و والدین دانش آموزان مدارس شاهد در سطح متوسط به بالا و والدین دانش آموزان مدارس غیرانتفاعی از نظر وضعیت اقتصادی در سطح بالایی قرار داشتند. در این ارتباط چون بر اساس بخشنامه های ویژه ثبت نام مـدارس، آموزشگاهـها مـوظف به ثبت نام از دانش آمـوزان در محدوده ی جغرافیایی خود می باشند ومعمولا خانواده ها در محدوده ی جغرافیایی خاص از نظر اقتصادی تقریبا در یک سطح قرار دارند لذا بدست آمدن نتیجه مذکور طبیعی به نظر می رسد واین نتیجه با آنچه شریعتمداری(1364) در عوامل موثر در عضویت افراد در گروهها عنوان می کند همخوانی دارد؛ بدین معنی که افرادی که از لحاظ وضع اقتصادی واجتماعی با هم نزدیک هستند معمولا در یک گروه شرکت می کنند.

3-2.از نظر مسکن

اکثر خانواده های دانش آموزان مدارس دولتی، شاهد، غیرانتفاعی دارای مسکن شخصی بودند وتعداد بسیار کم دارای مسکن استیجاری بودند که این تعداد عمدتاً ازخانواده های دانش آموزان مدارس دولتی بودند.

4-2.شغل والدین

والدین دانش آموزان منتخب شورای دانش آموزی مدارس دولتی، دارای مشاغل آزادمثل مغازه داری، راننده تاکسی و والدین دانش آموزان منتخب شورای دانش آموزی مدارس شاهد، دارای مشاغل دولتی، مثل استاد دانشگاه، کارمند ادارات و والدین دانش آموزان منتخب شورای دانش آموزی مدارس غیر انتفاعی، دارای مشاغل دولتی، مثل ریئس بانک، استاد دانشگاه و مشاغل آزاد مثل شرکت خصوصی بودند.

5-2.تعداد افراد خانواده

بار تکفل سرپرست خانواده و ترتیب تولد در مدارس مورد مطالعه متفاوت می باشد؛ به طوری که خانواده های دانش آموزان منتخب شورای دانش آموزی در مدارس عادی دولتی اکثرا دارای 3 الی 5 فرزند، مدارس دولتی شاهد و مدارس غیر انتفاعی، دارای 2 فرزند بودند. به همین ترتیب در مدارس دولتی، افراد عضو شورای دانش آموزی بیشتر بچه ی سوم ویا چهارم خانواده، در مدارس دولتی شاهد، اکثراً بچه ی دوم خانواده، ودر مدارس غیر انتفاعی، افراد منتخب شورای دانش آموزی بیشتر بچه اول و یادوم خانواده بودند. این موضوع می تواند در میزان احساس مسئولیت خانواده ها، پیگیری آنها درمورد مسایل مدرسه وهمچنین وقت گذاری آنها درمدرسه تاثیرگذار باشد.

6-2.پیگیری والدین نسبت به وضعیت تحصیلی فرزندان 

در مدارس دولتی، به دلیل مشغله زیاد والدین وتعداد فرزندان خانواده، پیگیری والدین بسیار در سطح پایینی قرار داشت. در مدارس دولتی شاهد، پیگیری والدین نسبت به وضعیت تحصیلی فرزندان درسطح خوب ودر مدارس غیر انتفاعی، پیگیری والدین درسطح بسیار خوب ارزیابی شد. ضمناً بیشتر مراجعات وپیگیریها درمدارس دولتی شاهد و غیر انتفاعی توسط مادران صورت می گرفت.

ب)بحث وتفسیر مصاحبه بامدیران

محورمصاحبه با مدیران نقش شورای دانش آموزی درمسئولیت پذیری دانش آموزان، آینده شورای دانش آموزی، قدرت واختیار دانش آموزان در شورا، میزان آشنایی مدیران باشورای دانش آموزی وکاستی های شورابود. دراین بخش مدیران مدارس مذکور درپاسخ به این سوال که: "شورای دانش آموزی تا چه حد می تواند در مسئولیت پذیری بچه ها نقش داشته باشد؟" اشاره به نقش کلی اعطای هرگونه مسئولیت در افزایش اعتماد به نفس، استقلال و موفقیت افراد داشتند.[ هر مسئولیتی را در بچگی به فرد بدهیم، اعتماد به نفس، استقلال و موفقیت فرد بالا خواهد رفت.]

مدیران مصاحبه شونده نسبت به آینده شورای دانش آموزی خوش بین بودند وشورای مذکور را به عنوان مکانیسمی مناسب در انتقال مشکلات دانش آموزان به اولیائ مدرسه تلقی می نمایند

[ من شخصاً به این کار خیلی خوش بین هستم، با این کار به بچه ها از دوره ی ابتدایی مسئولیت می دهیم، که این کار باعث می شود دانش آموزان سلسله مراتب را یاد بگیرند. مثلا، بچه ها مشکلات مدرسه را اول به شورا بیان می کنند ودر مرحله ی  بعد شورا این مشکلات را به اولیاء مدرسه بازگو می کند، راهکارها را یاد می گیرند. در رسیدن به اهداف شان تلاش می کنند]

از دیدگاه مدیران اختیارات در نظرگرفته شده برای شورای دانش آموزی منجر به کاهش ترافیک کاری در مدارس می شود ومدیران علیرغم وظائف مندرج در اساسنامه شورای دانش آموزی، درصورت صلاحدید اعضای شورا را در جلسات مدرسه دعوت می کنند.

آنها درپاسخ به حدود قدرت واختیارات شورای دانش آموزی اعلام داشتند که: [ اختیارات در حد دستورالعملها است، جلسه ی ماهانه ای که ما در مدرسه تشکیل می دهیم، سعی می کنیم اگر لازم دیدیم اعضای شورا در این جلسات شرکت کنند، این کارها باعث می شود کار مدرسه کمتر شود، مشکلات بچه ها را بهتر درک کنیم. مشکلات زیاد است، ولی مشکل اصلی در این امر، آشنا نبودن معلمان با وظایف شوراها واطلاع رسانی ضعیفی که آموزش وپرورش در این رابطه دارند. توجیه نشدن مسئولین.]

با توجه به اهمیتی که شورای دانش آموزی می تواند درآشناکردن دانش آموزان با مسئولیت های اجتماعی فراتر، داشته باشد و تمرین کار و تلاش جمعی برای حل مسایل پیرامونی و احساس مالکیت و مسئولیت در قبال مرسه و زندگی جمعی باشد،ولی دامنه اطلاع رسانی و تبلیغات آموزش و پرورش چندان مناسب نبوده است؛درهمین رابطه مدیران مصاحبه شونده در پاسخ به این سوال که: [ میزان آشنایی شما با مسئولیت ها ی شورا در چه حدی است؟] اعلام داشتند که:[ میزان آشنایی ما به میزانی است که اداره آموزش وپرورش به ما می دهند. شورای دانش آموزی از 2سال قبل، بر اساس اساسنامه ای که به ما دادند تشکیل شد] همانگونه که از پاسخ مدیران استنتاج می شود ضعف اطلاع رسانی مشهود است و مدیران اظهار داشته اند که: [ اطلاع رسانی بسیار ضعیف بوده است، در حد یک پوستر یا یک تماس تلفنی به ما ابلاغ شد که انتخابات را در فلان روز برگزار کنید. ولی خود ما بر حسب وظیفه بچه ها را با وظایف شورا در حد اطلاعات خودمان آشنا کردیم، به آنها گفتیم که شما مطمئین باشید که رای شما ، سرنوشت ساز خواهد بود، مسئولیت به بچه ها دادیم، شخصیت برای آنها قائل شدیم.]

 

پیشنهادها

1-    فراهم کردن زمینه مشارکت بیشتر دانش آموزان وترغیب آنان به مشارکت درفعالیتهای مدرسه.

2-    حمایت عملی بیشتر از طرف ادارات آموزش وپرورش.

3-    تنظیم روش کارمدیران درشوراها برمبنای گفتگو و بهره گیری از آراء وعقاید دانش آموزان، مربیان و اولیاء.

4-    توجه به نقش اطلاع رسانی مفید و مناسب پیرامون فعالیت های مبتنی برمشارکت دانش آموزان در مدرسه.

5-    تشكيل كلاسهاي آموزش اولياي خانه و مدرسه در زمينه چگونگي هدايت دانش آموزان در امر مشاركت.

6-    مشارکت جوکردن فضای تربیتی خانواده.

7-  اقداماتی جهت آگاه کردن مدیران، معلمان، اولیاء دانش آموزان وکلیه ی افراد ذی نفع نسبت به موضوع و اطلاع دقیق آنها از مفاد آیین نامه ها از طریق برگزاری سمینارها، کنفرانس ها، کارگاههای آموزشی، رسانه های گروهی ومطبوعات صورت پذیرد.

8-  بازنگری کلی در آئین نامه های اجرایی مدارس ورفع ابهامات ومشخص کردن چارچوب ها و تعریف روش ها و اهداف اجرایی طرح شورای دانش آموزی مدارس.

9-  استفاده از متخصصان رشته های مختلف تحصیلی وانجام مطالعات علمی ودادن ایده هایی برای اجرای طرح شورای دانش آموزی، براساس نتایج تحقیقات.

10-ایجاد یک سیستم تشویق وتنبیه وارتقاء وانتصاب براساس شایستگی وعملکرد برای مسئولین طرح شورای دانش آموزی.

11-ترغیب اولیای دانش آموزان برای دخالت در امور آموزشگاه ودادن کمک مالی به مدارس ودخالت در سرنوشت فرزندانشان.

 

 

منابع:

1- پیران، پرویز (1384). شورا درایران: نگاهی آسیب شناسانه. فصلنامه رفاه اجتماعی، سال دوم، شماره 5، ص 74.

2- جعفری مقدم، سعید. فانی، علی اصغر(1381). طراحی نظام مدیریت مدرسه محور در ایران، مدرس، دوره ی6، شماره ی3، صص14-1.

3- ذکاوتی، علی (1378). نقش تعلیم وتربیت نسل جدید در تحقق جامعه مدنی. مجله فرهنگ عمومی، وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی، شماره 23، ص 65.

4- شریعتمداری، علی (1364). روانشناسی تربیتی. چاپ ششم. اصفهان: انتشارات مشعل.

5- شعاری نژاد، علی اکبر (1368). روانشناسی رشد. چاپ هشتم، تهران: انتشارات اطلاعات.

6- فتحی آذر، اسکندر (1373). رشد مسئولیت پذیری اجتماعی در نوجوانان ونقش آن در یادگیری. مجموعه مقالات سمپوزیوم جایگاه تربیت نوجوانان وجوانان، تهران: وزارت آموزش وپرورش، معاونت پرورشی.

7- فرهمندیان، محمد. اسماعیلی، مجید. حاج آقالو، عباس (1383). راهنمای تشکیل شورای دانش آموزی مجامع شورا وشیوه ثبت فعالیت ها، گروه برنامه ریزی شورای دانش آموزی دوره ی ابتدایی، چاپ اول، تهران: انتشارات آزمون نوین.

8- کامکار، مهدیس (1382). مروری بر دیدگاهها، باورها وعملکرد یونیسف در مورد "مشارکت کودکان". فصانامه رفاه اجتماعی. شماره 2 (7). صص 31-45.

9- کلاین برک، اتو(1954). روانشناسی اجتماعی. ترجمه ی علی محمد کاردان، جلد دوم، چاپ هشتم، تهران: نشر اندیشه.

10- نیکنامی، مصطفی (1383). مدیریت مدرسه محور، مفاهیم، نظریه ها، راهبردها وچالش ها. مبانی چالش ها والزامات مدیریت مبتنی بر مدرسه در آموزش وپرورش. تهران: انتشارات پژوهشکده تعلیم وتربیت.

11- ولش، توماس. مک گین، نوئل (1382). تمرکززدایی در آموزش: چرا، جه موقع، چه چیزو چگونه؟. ترجمه ی عبدالعظیم حکیمی. تهران: پژوهشکده تعلیم وتربیت.

12- مارشال، ک وراس من، ک.ب (1377). روش تحقیق کیفی، ترجمه ی علی پارسائیان وسید محمد اعرابی، تهران: دفتر پژوهش های فرهنگی.

13- مهرعلی زاده، یداله. سپاسی، حسین(1384). زمینه ها وموانع کاربست مدیریت مدرسه محور در ایران: مطالعه ای در دبیرستانهای دولتی شهر اهواز- استان خوزستان، مجله علوم تربیتی وروانشناسی دانشگاه شهید چمران، دوره ی سوم، سال دوازدهم، شماره2، صص 22-1.

14- یونسکو/ یونیسف (1383). نوآوری در مدیریت مدرسه محور، ترجمه ی فاطمه فقیهی، تهران: پژوهشکده تعلیم وتربیت.

15- یونسکو(1375). یادگیری گنج درون، ترجمه ی فاطمه فقیهی وعلی رئوف، تهران:پژوهشکده تعلیم وتربیت.

 

-  Banks, J. (2003). A Citizenship education. A diversity. Journal of Teacher University Press. No.12. Vol.24.

- Gleen, H. S. & Nelson. (1988).Raising self-Reliant in a self-indulgent world: seven Building Blocks for Developing Capable young people.

-  Gutman, A. (1989). Democratic education:New York Princeton University press.

- Harris. K. (1999). Education for citizenship. Critical conversation in philosophy of education: New York. Wendy Kohly. Routledge.

- Knight. T. (2000). A Cognitive democratic Curriculum. Curriculum Perspectivees. Vol.20. No.3.

- Kubow. P. (2000). Fostering Democracy in School Classrooms: Washington. The social Studies.

- Manizer,k. L. ,Baltzley, p. & Heslin, K. (1999)." Every Body Can Be Great Be Cause, Every body can server". Educational Leadership. Vol.48.

-Riley. D. (2002). Integration Civic Values into the Classroom: New York. Teaching or EK-8.



[1] -  استادیار دانشگاه مازندران

[2] -  دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی آموزشی

[3] -  دانشجوی کارشناسی مدیریت وبرنامه ریزی آموزشی

[4] - Counsil of students

[5] - Participation

6 - School based management approach

[7] - Social Responsibility

[8] . Strass & Corbin

[9] - Learning by doing

[10] - Knight

[11] - Social Recognition

[12] - Festinger

[13] - School based management approach

[14] - Riley

[15] - Harris

[16] - Banks

[17] - Kubow

[18] - Gatman

[19] - Gleen

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 20:17  توسط مصطفی عزیزی شمامی  |